رفتن به محتوا
حالا در بتای رایگان · آیفون، آیپد و اندروید

زبانی که با خواندن یاد بگیری
در ذهنت می‌ماند.

Simply Fluent یک اپ کتاب‌خوانی برای زبان‌آموزان در هر سطحی است. هر کلمه‌ای را که بلد نیستی همان‌جا روی صفحه ترجمه می‌بینی، و واژگان، دستور زبان و درک مطلبت رشد می‌کند، فقط با خواندن کتابی که دوستش داری.

  • زبان‌هاجست‌وجوی کلمه در ۹۰ زبان، کتاب‌های آماده در ۴۵ زبان
  • کتاب‌هایی که خودت انتخاب می‌کنیداستان‌های کوتاه از سطح A1 به بالا، آثار کلاسیک، و EPUB یا PDF خودت
  • در دورهٔ بتا رایگانتا زمان انتشار رسمی رایگان است، و هرچه ذخیره کنی برای خودت می‌ماند

ابزارهایی که یک کتاب را خواندنی می‌کنند.

امتحانش کن به

maravilloso را انتخاب کن تا ترجمه بدون خروج از صفحه بالا بیاید. در دیکشنری‌ات ذخیره‌اش کن تا در کتاب بعدی که باز می‌کنی از قبل ترجمه‌شده باشد.

Capítulo 3
Primera luz

El trenقطار llegó a la ciudadشهر justo después del amanecer, cuando las calles aún estaban vacías y el aire olía a pan recién hecho. Desde la ventana, todo se veía luminoso y maravilloso, como si la mañana entera hubiera sido pintada para él esa misma hora.

Bajó al andén con la maleta en la mano y se quedó quieto un momento, escuchando el rumor lejano de la ciudadشهر que despertaba. No conocía a nadie, y sin embargo sintió que aquel lugar ya le pertenecía un poco, como un libro empezado hace tiempo.

Sabía que este era exactamente el sitio al que había querido llegar, y que todo lo demás, por fin, podría esperar.

Caminó sin prisa hasta el final del andén, donde un hombre mayor vendía café en vasos pequeños. Pidió uno, lo sostuvo entre las manos para calentarlas y miró cómo la luz suave entraba por los grandes ventanales de la estación.

Afuera, la ciudadشهر empezaba a llenarse de ruido: un tranvía, una persiana que subía, dos voces discutiendo el precio de algo. Nada de aquello le resultaba familiar, y sin embargo lo escuchaba con la atención de quien reconoce una canción olvidada.

بتا را روی گوشی یا تبلتت بگیر

چرا خواندن

بیشتر از آنچه فکر می‌کنی می‌توانی بخوانی.

هیچ‌کس فکر نمی‌کند آماده است. وقتی کسی را می‌بینم که دارد زبانی یاد می‌گیرد، می‌پرسم به آن زبان چیزی خوانده یا نه. تقریباً همیشه جواب این است: «نه، هنوز به آنجا نرسیده‌ام.» بعد کتابی را در اپ باز می‌کنم و نشانش می‌دهم. چند خط می‌خواند و می‌گوید: «اِ، من می‌توانم این را بخوانم.» داستان‌های کوتاه سطح‌بندی‌شده هست از تا , , یا می‌توانی .

زودتر شروع کن، سریع‌تر پیش برو. توصیهٔ رایج این است که صبر کنی تا هر صفحه را بلد باشی، چون پایین‌تر از آن بیشتر حدس می‌زنی تا بخوانی. Simply Fluent حدس زدن را حذف می‌کند: هر کلمه همان‌جا که هست ترجمه می‌شود، پس یک کتاب خیلی زودتر از آنکه خودت به آن عدد برسی خواندنی است. قبل از رسیدن به آنجا شروع می‌کنی نه بعدش، و هر صفحه‌ای که می‌خوانی تو را به آن نزدیک‌تر می‌کند.

خواندن اولین کتاب یا داستانت. چند صفحه جلو رفتن با به آخر رسیدن فرق دارد، و بیشتر آدم‌ها در همین فاصله رها می‌کنند. این فاصله همان‌طور که می‌خوانی کم می‌شود: در هر صفحه از هر کتاب ترجمه‌شده می‌مانند، پس صفحهٔ دویست کمتر از صفحهٔ بیست از تو انرژی می‌گیرد.

اگر چند زبان را با هم نگه می‌داری. هر زبانی که به آن می‌خوانی کتابخانه، دیکشنری، فلش‌کارت‌ها و زمان مطالعهٔ خودش را دارد، و از بالای صفحه بینشان جابه‌جا می‌شوی. نگه داشتن یک زبان همان خواندن به آن زبان است، نه کنار گذاشتن وقت جداگانه برای درس خواندنش.

پر کردن شکاف واژگان

یک دورهٔ مقدماتی فقط بخش کوچکی از را پوشش می‌دهد که در یک رمان می‌آید. بقیه‌اش از خواندن می‌آید.

~۱٬۵۰۰یک دورهٔ مقدماتی
۸٬۰۰۰–۹٬۰۰۰یک رمان

این شکاف را چطور پر می‌کنی؟ از کجا می‌فهمی کدام کلمه‌ها را کم داری؟ با خواندن، آن‌ها را با سرعت خودت پیدا می‌کنی، و Simply Fluent هرچه را می‌خواهی یاد بگیری برایت نگه می‌دارد.

چطور کار می‌کند

خواندن یادگیری‌ای است که حس درس خواندن نمی‌دهد.

درسی نیست که باید تمامش کنی. هیچ چیزی نیست که اول باید تمامش کنی تا اجازه داشته باشی چیزی را بخوانی که دوست داری. هرچه می‌خواهی می‌خوانی: کتاب خودت که از یک فایل وارد کرده‌ای، یا یکی از آثار کلاسیک و داستان‌های کوتاه کتابخانه.

زبانت از کلمه‌هایی قوی می‌شود که بارها و بارها ، در همان صفحه‌هایی که به هر حال داشتی می‌خواندی.

هر کلمه‌ای را که بلد نیستی جست‌وجو کن و ترجمه همان‌جا هست، با همان معنایی که در این جمله دارد. اگر کلمه بخشی از یک عبارت یا اصطلاح باشد، کل عبارت و معنای واقعی‌اش را می‌بینی، نه فقط ترجمهٔ تحت‌اللفظی را.

وقتی ترجمه‌ای را در دیکشنری‌ات ذخیره می‌کنی، دیگر هیچ‌وقت لازم نیست آن کلمه را ترجمه کنی. در هر صفحه از هر کتابی به همان زبان نشان داده می‌شود.

همراه با خواندن گوش کن. روی صفحه، این دو را به هم پیوند می‌دهد. هر کتاب یا داستانی را می‌شود جمله به جمله با صداهای خود گوشی‌ات شنید.

کارت جست‌وجوی کلمهٔ remoinhos، ترجمه‌شده به گرداب‌ها، با معناهای دیگر و دکمهٔ افزودن به دیکشنری
صفحهٔ اصلی فلش‌کارت‌ها، با دسته‌هایی که از کلمه‌های ذخیره‌شده حین خواندن ساخته شده‌اند

فلش‌کارت‌هایی ساخته‌شده از آنچه می‌خوانی.

فلش‌کارت‌ها معمولاً یکی از این دو مشکل را دارند. یا کلی وقت می‌گذاری و دسته‌های خودت را دستی می‌سازی، یا از دسته‌های دیگران استفاده می‌کنی که برای تو ساخته نشده‌اند. تو قبل از کلمهٔ «قهوه» به کلمهٔ «ارتش» نیاز نداری.

بخوان تا کلمه‌هایی را که کم داری پیدا کنی و در دیکشنری‌ات ذخیره کن. ترجمه‌هایی که در دیکشنری ذخیره می‌کنی خودبه‌خود تبدیل می‌شوند به فلش‌کارت‌هایی که در آن‌ها کلمه‌های موردعلاقه‌ات و کلمه‌هایی که بیشتر دیده‌ای اولویت دارند، تا کلمه‌هایی را که به تو مربوط‌ترند سریع‌تر یاد بگیری.

فلش‌کارت‌ها اختیاری‌اند. وقتی بخواهی کلمه‌ها را سریع‌تر حفظ کنی آنجا هستند، و می‌توانی فیلترشان کنی تا فقط کلمه‌های ذخیره‌شده از یک کتاب خاص را ببینی.

داستان سازنده

من فقط می‌خواستم یک کتاب به هلندی بخوانم.

01

مشکل

سال ۲۰۱۸ بیش از یک سال و نیم را با دولینگو صرف هلندی کرده بودم و به هیچ جا نرسیده بودم. کلاس و دورهمی هم کمکی نکرده بود. پس به جایش رفتم سراغ خواندن هری پاتر، یک کتاب کاغذی با گوگل ترنسلیت روی گوشی. برای هر کلمه‌ای که بلد نبودم باید قفل گوشی را باز می‌کردم، کلمه را تایپ می‌کردم، املایش را درست می‌نوشتم، ترجمه را می‌خواندم، بعد دوباره جایم را در صفحه پیدا می‌کردم، و امیدوار بودم این تنها کلمه‌ای باشد که در آن جمله لازم دارم، که تقریباً هیچ‌وقت این‌طور نبود. بعد از چند صفحه بی‌خیال شدم.

02

یک راه بهتر

پس یک تبلت خریدم که می‌شد روی کلمه انگشت را نگه داشت و گوگل ترنسلیت همان‌جا در متن باز می‌شد، بدون گوشی جداگانه‌ای که بخواهم قفلش را باز کنم و تایپ کنم. اولین کتابم را همین‌طور تمام کردم. اما همان کلمه‌ها را بارها و بارها جست‌وجو می‌کردم، گاهی یک صفحه بعد از آنکه تازه یکی را نگاه کرده بودم، و تبلت هیچ‌کدام را یادش نمی‌ماند. سال ۲۰۱۸ هیچ چیزی برای خواندن به زبانی که داشتی یاد می‌گرفتی ساخته نشده بود.

03

تلاش برای حل مشکل

پس تصمیم گرفتم خودم بسازمش: خوانشگری که در آن یک کلمه را انتخاب می‌کنی، ترجمه را همان‌جا در صفحه می‌گیری، و دیگر هیچ‌وقت لازم نیست آن کلمه را جست‌وجو کنی. قبلاً هیچ اپی نساخته بودم، پس در همان مسیر یاد گرفتم، و هر مشکلی که در خواندن هلندی به آن برمی‌خوردم تبدیل شد به تکه‌ای از Simply Fluent.

04

بخش غیرمنتظره

آن‌قدر درگیر ساختن اپ شدم که دیگر وقتی برای درس خواندن هلندی نداشتم. تنها تماسم با زبان همان چند صفحه‌ای بود که هر شب برای امتحان کردن آخرین نسخه می‌خواندم. بعد یک شب سر از یک تور پیاده‌روی محله درآوردم که معلوم شد فقط به هلندی است، و فهمیدم تقریباً همهٔ کلمه‌هایش را می‌فهمم، فقط از خواندن.

داستان کامل را بخوانداستان کامل را ببند
05

سورپرایز بزرگ‌تر

کمی بعد دیدم می‌توانم فیلم‌های هلندی را بدون زیرنویس ببینم. آن موقع هنوز اپ صدا نداشت، پس تمام این درک مطلب فقط از خواندن آمده بود. غافلگیر شدم، چون تقریباً متوجه اتفاق افتادنش نشده بودم و هیچ‌وقت حس درس خواندن نداشت.

06

عادت خواندن

اولین رمان هلندی‌ام را تمام کردم و یکی دیگر خواستم، پس یکی دیگر خواندم، و بعد یک ردیف کامل. دیگر درس نمی‌خواندم. فقط کتاب‌هایی را می‌خواندم که دلم می‌خواست، و زبان همین‌طور برایم آسان‌تر و آسان‌تر می‌شد.

07

آزمایش عمدی

انتظار نداشتم از یکی دو کتاب این‌قدر یاد بگیرم، پس تصمیم گرفتم با یک زبان تازه دوباره امتحانش کنم، این بار عمداً. چون ریشهٔ آرژانتینی دارم، اسپانیایی را انتخاب کردم. چند هفته با Anki روی واژگان کار کردم، بعد شروع کردم به خواندن. چهار ماه بعد در آمریکای جنوبی بودم و پنج هفته تنهایی در کلمبیا تقریباً به‌تمامی با اسپانیایی گذراندم. به هیچ وجه روان نبودم، اما می‌توانستم گفت‌وگو کنم و مردم نسبتاً خوب متوجه حرفم می‌شدند.

08

اثبات

حدود سه سال بعد پرتغالی را از هیچ شروع کردم، فقط با همان اسپانیایی که داشتم. اولین کتابم به این زبان ۳۰۰٬۰۰۰ کلمه بود. اپ ۲۶ ساعت زمان مطالعه برای تمام کردنش شمرد، پخش‌شده در چند ماه، و بلافاصله بعدش اولین گفت‌وگوهایم را داشتم.

من معلم زبان نیستم. فقط ابزاری ساختم که خواندن را آسان کند، و معلوم شد راهی برای یادگیری است خیلی بهتر از آنچه فکرش را می‌کردم.

هدفم این است که در خواندن به زبان هدفت آن‌قدر اعتمادبه‌نفس پیدا کنی که بتوانی یک کتاب کاغذی برداری و بدون اپ بخوانی.

این همان اپی است که برای همین ساختم. همانی که کاش وقتی خواندن هلندی را شروع کردم داشتم، همان نسخه‌ای که همیشه می‌خواستم بسازم. تا وقتی در بتاست رایگان است. امتحانش کن و به من بگو نظرت چیست.

مارکو

چهار صفحه از نسخهٔ بتا.

خوانشگر با ترجمه‌ها بالای کلمه‌ها
خواندن
کتابخانهٔ کتاب‌ها
کتابخانه
صفحهٔ اصلی، با کتابی که وسطش هستی و کتاب‌هایت زیر آن
خانه
آمار مطالعه
پیشرفت

چند نکته که بهتر است اول بدانی.

اگر اصلاً آمادهٔ یک رمان نباشم چه؟

پس با یک داستان کوتاه شروع کن. کنار آثار کلاسیک، داستان‌های کوتاه اختصاصی‌ای هست آن‌قدر کوتاه که همان شب اول در یک نشست تمامشان کنی. برای شروع لازم نیست یک کتاب ۵۰۰ صفحه‌ای باز کنی.

کدام زبان‌ها؟

جست‌وجوی کلمه در ۹۰ زبان کار می‌کند، و می‌توانی EPUB، TXT یا PDF خودت را به هر کدام از آن‌ها بیاوری. ترجمه‌ها را هم می‌شود به هر کدام از همین زبان‌ها نشان داد، نه فقط انگلیسی، هرچند جفت‌هایی که یک طرفشان انگلیسی است بهترین نتیجه را می‌دهند. کتاب‌ها و داستان‌ها برای ۴۵ زبان از آن‌ها آماده در اپ هست.

دیدن ۴۵ زبانبستن فهرست
  • Arabic
  • Bengali
  • Bulgarian
  • Chinese (Simplified)
  • Chinese (Traditional)
  • Croatian
  • Czech
  • Danish
  • Dutch
  • English
  • Estonian
  • Finnish
  • French
  • German
  • Greek
  • Hebrew
  • Hindi
  • Hungarian
  • Indonesian
  • Italian
  • Japanese
  • Korean
  • Kurdish (Sorani)
  • Lithuanian
  • Luxembourgish
  • Malay
  • Norwegian
  • Persian
  • Polish
  • Portuguese
  • Portuguese (Brazil)
  • Romanian
  • Russian
  • Serbian
  • Slovak
  • Slovenian
  • Spanish
  • Swahili
  • Swedish
  • Tagalog (Filipino)
  • Thai
  • Turkish
  • Ukrainian
  • Urdu
  • Vietnamese

می‌توانم کتاب‌هایی را که همین حالا دارم بخوانم؟

کتابی که از آمازون یا کوبو خریده‌ای در اپ خودشان قفل می‌ماند، پس فایلی نیست که بیاوری: تو هیچ‌وقت واقعاً خود کتاب را نداری، فقط حق خواندنش را همان‌جا داری. فایلی که واقعاً داری، یک EPUB، TXT یا PDF، می‌آید: واردش کن و مثل هر کتاب دیگری در کتابخانه کار می‌کند. PDF اول به EPUB تبدیل می‌شود، که کندتر است و در صفحه‌های چندستونی ممکن است کلمه‌ها را عجیب بشکند، پس اگر EPUB داری از همان استفاده کن.

وقتی کلمه‌ای را یاد گرفتم چه می‌شود؟

آن را به‌عنوان حفظ‌شده علامت بزن، از روی خود کلمه یا از دیکشنری‌ات. بعد ترجمهٔ بالایش پنهان می‌شود. کلمه علامتش را نگه می‌دارد تا ببینی یک بار جست‌وجویش کرده‌ای، و با انتخاب کردنش ترجمه دوباره نشان داده می‌شود. یک کلید هم در بالای خوانشگر هست که همهٔ ترجمه‌های صفحه را یک‌جا پنهان می‌کند، تا خودت را محک بزنی.

اگر کلمه‌ای را ذخیره کنم، شکل‌های دیگرش را هم پوشش می‌دهد؟

هنوز نه. کلمهٔ ذخیره‌شده دقیقاً همان‌طور که ذخیره‌اش کرده‌ای پیدا می‌شود: tren را ذخیره کن، و trenes همچنان ترجمه‌نشده می‌ماند تا وقتی آن را هم ذخیره کنی. پس در زبانی که کلی پسوند دارد، یک کلمه را چند بار ذخیره می‌کنی تا شکل‌هایی را که مدام می‌بینی پوشش داده باشی. جست‌وجوی هر کدام یک ثانیه طول می‌کشد، و وقتی ذخیره شد آن شکل برای همیشه ترجمه‌شده می‌ماند.

می‌تواند برایم بخواند؟

بله. هر کتاب یا داستانی را می‌شود جمله به جمله با صداهای داخلی گوشی‌ات شنید، و جمله‌ای که خوانده می‌شود روی صفحه هایلایت می‌شود.

هزینه‌ای دارد؟

نه. تا وقتی در بتاست رایگان است، و هرچه در دورهٔ بتا ذخیره کنی برای خودت می‌ماند. قیمت بعد از بتا هنوز تعیین نشده، و هرچه باشد چیزی را که قبلاً ذخیره کرده‌ای تغییر نمی‌دهد.

چقدر ناپخته است؟

الان دیگر نسبتاً صیقل‌خورده است، اما حتماً چند باگ این‌جا و آن‌جا هست. هنوز کاملاً بومی‌سازی هم نشده، پس فعلاً بعضی منوها انگلیسی‌اند.

چطور وارد شوم؟

ایمیلت را بگذار و لینک‌های نصب به صندوق ورودی‌ات می‌آید، یکی برای آیفون و آیپد، یکی برای اندروید. روی آیفون یا آیپد لینک در TestFlight باز می‌شود، اپ اپل برای اپ‌های بتا، که اول باید از اپ استور نصبش کنی؛ روی اندروید لینک در گوگل پلی باز می‌شود. در اپ حساب می‌سازی، کتابی انتخاب می‌کنی، و شروع می‌کنی به خواندن. با پایان بتا هیچ‌چیزی که ذخیره کرده‌ای از بین نمی‌رود.

می‌توانی همین امروز اولین صفحه‌ات را بخوانی.

ایمیلت را بگذار تا لینک‌های iOS و اندروید را بگیری، حساب بساز، کتابی انتخاب کن، و شروع کن.

محافظت‌شده با reCAPTCHA. مشمول سیاست حریم خصوصی و شرایط استفادهٔ گوگل است.
زبانی که با خواندن یاد بگیری در ذهنت می‌ماند: کتاب به زبان دیگر بخوان | بتای Simply Fluent 2.0